شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
336
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
در قلاعى كه بر قلّهء كوهى بنا مىشود نظاير و امثال دارد ، و مطابق با شكل طبيعى كوه در هر ناحيهاى ممكنست ساخته شود ، چنان كه در مورد قلعهء كهن بردسير در تاريخ سلجوقيان كرمان محمّد بن ابراهيم ( چاپ لايدن ص 194 ) گفته شده است « پس عزّ الدّين كوتوال بطبقهء زيرين قلعه فرستاد و كار بريشان دشوار شد » . 76 / 7 تيرى در سينهء بلكوش بنشست ، ترك و تاتار و مغول محتاج به بهانه نبودند ولى گويا هميشه از اين قبيل حادثهها پيش مىآمده است كه آتش خشم ايشان را شعلهور كند ! در داستان فتح نشابور بدست ايشان هم ( 81 / 10 همين كتاب و نيز جهانگشاى 1 : 138 ) « از باره و ديوار تير چرخ و تير دست مىريختند ، از قضاى بد و سبب هلاكت خلقى تيرى روان گشت و تغاجار ازان بيجان شد . . . » خلق چندين شهر را بتلافى اين قتل ببدترين وضعى نابود كردند . 78 / 1 ميل جفته ، بدين صورت ضبط شد بدين علّت كه در نسخهء ب م جفته است ، و جفته خواندن آن را بواسطهء مدفون بودن پدر و پسر در دو قبر جدا زير يك سقف مزار گمان بردم ، ورنه در هيچ مأخذى اشارهاى به آن ديده نشد ، و متن عربى چاپى جفنه دارد و اصل نسخهء پاريس حفنه . احتمالى مىتوان داد كه آن بناى مثمّن موجود در خرابهء شهر نسا كه سابقا ذكر كردم ( 292 / 1 ديده شود ) و تركمانهاى آن حوالى آن را مزار يكى از اولياى خويش مىدانند بقيّهء همين ميل جفته باشد . 79 / 6 ( نيز 97 / 4 ) سبتى ، در تاريخ سرّى مغولان سبتاى Sube'etai است . 79 / 7 ( نيز 81 / 10 ) تقچار ، در تاريخ سرّى مغولان تخوچار Tohucar است .